السيد علي الحسيني الميلاني
37
غدير آخرين جايگاه اعلام عمومى ( فارسى )
چشم او نهادند و برايش دعا فرمودند و چنان شد كه گويا هيچ دردى در ميان نبوده است . سپس پرچم را به او دادند تا آن كه پيروزى و فتح به دست او جارى شد . « 1 » در دفعهء ششم كه ابوبكر را براى ابلاغ سوره برائت به اهل مكه مأمور كرده بودند ، از ميانه راه وى را عزل نموده و حضرت على عليه السلام را براى اين امر مهم فرستاده و فرمودند : لا ينبغي لأحد أن يبلّغ هذا إلّارجل من أهلي ؛ « 2 » شايسته نيست كسى تبليغ اين امر را به دست گرفته و پيام الهى را به ديگران رساند ، مگر آن كس كه از اهل من باشد . اين موارد يكى پس از ديگرى ادامه يافت تا آن كه روز غدير
--> ( 1 ) . « حديث رايت » را بخارى و مسلم در موارد متعددى در صحيح خود از جمله در بخش فضائل اميرالمؤمنين عليه السلام نقل كردهاند و احمد بن حنبل در مسند : 5 / 322 ، و نسائى در الخصائص : 6 ، ابن سعد در الطبقات الكبرى : 2 / 80 ، ابن عبدالبرّ در الاستيعاب : 2 / 450 ، بيهقى در السنن الكبرى : 6 / 362 ، متّقى هندى در كنز العمّال : 5 / 284 ، خطيب بغدادى در تاريخ بغداد : 8 / 5 ، ابن ماجه ، حاكم نيشابورى ، هيثمى و ديگران نقل كردهاند . ما در اين باره نوشتار جداگانهاى داريم كه در سلسله نوشتارهاى اعتقادى چاپ شده است . ( 2 ) . اين حديث را ترمذى در سنن : 2 / 183 ، نسائى در الخصائص : 20 ، حاكم نيشابورى در المستدرك على الصحيحين : 3 / 51 ، احمد بن حنبل در مسند : 1 / 3 و 151 ، هيثمى در مجمع الزوائد : 9 / 119 ، متّقى هندى در كنز العمّال : 1 / 246 ، جلال الدين سيوطى در الدرّ المنثور : 3 / 209 و عدّهاى از حافظان اهل سنّت نقل كردهاند .